تبليغاتX

لا حولَ و لا قوۀَ الّا بالله.....به بنیاد اینترنتی مهدی -- پایتخت فرهنگی اینترنت خوش آمدید......حتما نظرات گرم خود را بیان فرمایید تا شما هم در بهتر شدن این پایگاه سهیم باشید****بنیاد مهدی حاضر به تبادل لینک با کلیه سایت ها و وبلاگ ها می باشد .::بنیاد اینترنتی مهدی (عج):: - انتقاد نابجا و نهی از آن خانهايميلآرشيوRss
Search

در اينترنت در بنیاد مهدی ميان صفحات فارسي
انتقاد نابجا و نهی از آن
موضوع: یکشنبه سوم خرداد 1388

انتقاد نا به جامحمد بن منکدر می گوید:روزی در ساعت شدت گرمی هوا به خارج مدینه رفته

بودم.دیدم امام باقر در آفتاب سوزان سرگرمکار کشاورزی است و چون چاق بود به دو نفر از

خدمتگزاران تکیه داده بود و در حالی که عرق از پیشانیش می ریخت بهکارگران دستور می

داد.با خودم گفتم پیر مردی از بزرگان قریش در این ساعت و با این حال در طلب دنیا

است.تصمیم گرفتماو را موعظه کنم پیش رفتم سلام کردم و گفتم آیا شایسته است یکی از

شیوخ قریش در هوای گرم، با این حال از پی دنیا طلبی باشد؟چگونه خواهی بود اگر در این

موقع و با چنین حال مرگت فرا رسیده و حیاتت پایان پذیرد؟حضرت دست های خود را از دوش

خدمتگزاران برداشت و فرمود:«به خدا قسم اگر در این حال بمیرم در حین انجام طاعتی از

طاعات خداوند جان سپرده ام.من می خواهم با کار و کوشش خود را از تو و دیگران بی نیاز

سازم. زمانی باید بترسم که مرگم در حال گناه فراررسد و با معصیت الهی از دنیا بروم».محمد

بن منکدر عرض کرد:مشمول رحمت الهی باش،من می خواستم شما را نصیحتگویم،شما مرا

موعظه کردی.

نوشته شده توسط ►.:: میثم ::.◄ | لينک ثابت |
امتیاز به مطلب


meisamansarirad.blogfa.com & Designer: Sina Soheili , GholamReza Sedaghati